هزار نوا؛ هزارویک روایت
هــــزارنوا
HEZARNAVA
دربارهٔ ما

از «نوا» تا هزارنوا

هزارنوا یک مجلهٔ آنلاین موسیقی است. اسمش را از نشریهٔ کوچکی گرفته که نزدیک به پنجاه سال پیش خاموش شد.

هر مجله‌ای قصهٔ شروعی دارد. قصهٔ ما به چند سالی پیش از انقلاب برمی‌گردد، به یک زوج دانشجوی تهرانی که مجله‌ای کوچک دربارهٔ موسیقی درمی‌آوردند به اسم «نوا». جلدها را خودشان طراحی می‌کردند و از هر چه دوست داشتند می‌نوشتند، از ردیف دستگاهی تا راک و پاپ. بعضی سطرها زیر خط سانسور می‌رفت. «نوا» بیش از سه شماره درنیامد و جز چند دوست و هم‌کلاسی کسی آن را نخواند.

حدود پنجاه سال بعد، یکی از ما در جست‌وجوی منبع برای یک تحقیق درسی در میان نشریه‌های دانشجویی به یک شماره از نشریه برخورد. کنجکاو شد و شروع به ورق زدن مجله کرد. تحقیق را از یاد برد. به دنبال نشریه‌های دیگر دو شمارهٔ دیگر را هم پیدا کرد. طراحی جلدها، نوشته‌ها و تحلیل‌ها آن‌قدر برایش جذاب بود که از صفحه‌ها عکس گرفت و برای دوستش فرستاد. جواب دوستش کوتاه بود: «بیا ما هم یکی راه بیندازیم.»

شروع کار ساده نبود. گرفتن مجوز ممکن نشد و پخش چند نسخه‌ای هم که با دستگاه کپی چاپ کرده بودیم، با مانع مواجه شد. هر کس یک پروژهٔ مستقل را راه انداخته باشد این مرحله را می‌شناسد: ایده هست، ولی راه پیش‌رو روشن نیست. قرار نبود «نوا» به سرنوشت قدیم خود دچار شود. این‌بار محدودیت‌ها نباید مانع می‌شد. نسخهٔ آنلاین بهترین گزینه بود.

باید «نوا» را بهتر می‌شناختیم. دوباره سراغ نشریه‌ها رفتیم تا شاید ردی از سازندگانش پیدا کنیم. در صفحهٔ پایانی، آگهی کوچک یک مغازهٔ لوازم موسیقی بود و مغازه هنوز باز بود. پروانه را پشت پیشخوان همان مغازه پیدا کردیم. بهروز دیگر بینمان نبود؛ یادش گرامی. پروانه اول با احتیاط نگاهمان کرد، ولی وقتی عکس صفحه‌ها را دید، مدتی ساکت ماند و همان شب، بعد از سال‌ها، از «نوا» برایمان گفت.

بعد بقیه آمدند: دوستی قدیمی که حالا آن سوی دنیا زندگی می‌کند، کسی که از راه یک پلی‌لیست ما را پیدا کرد، پشتیبان مالی و کسی که سایت را ساخت. ما از نسل‌های مختلف بودیم با علایق، سلایق و سبک زندگی مختلف اما یک دغدغه مشترک داشتیم؛ موسیقی. موسیقی بخشی جدانشدنی از زندگی همه‌مان بود. همه دربارهٔ موسیقی چیزی برای گفتن داشتیم.

نوبت به انتخاب نام برای نشریهٔ جدید رسید. شب راه‌اندازی، دور میز کوچکی در همان مغازه جمع شده بودیم و اسم‌های مختلف را بالا و پایین می‌کردیم.

پروانه، که نیم‌قرن پیش همراه بهروز «نوا» را راه انداخته بود، گفت: «آن روزها اسمش را گذاشتیم نوا. اما حالا هشت نفریم، از نسل‌های مختلف، هرکدام با سلیقه و نگاه خودش به موسیقی. چرا به یک نوا بسنده کنیم؟ بگذارید این یکی هزارنوا باشد.»

اسم به دل همه نشست. رامین، که از راه تماس تصویری در جمعمان بود، گفت: «تازه، هرکدام از این نواها بیشتر از یک قصه دارند. پس می‌شود هزار نوا، هزارویک روایت.» این‌طور شد که شعار مجله را هم پیدا کردیم.

امروز هزارنوا تازه اول راه است. امیدواریم به‌مرور صداها و راویان بیشتری به جمعمان اضافه شوند. اگر شما هم دربارهٔ موسیقی روایتی دارید، جای شما پشت همان میز کوچک خالی است.

هزارنوا چه می‌نویسد
تحریریه
هــزارنوا
HEZARNAVA

هزار نوا؛ هزارویک روایت

مجلهٔ مستقل موسیقی به زبان فارسی

© هزارنوا. همهٔ حقوق محفوظ است.